تبليغاتX
دنیای من
متشکرم به خاطر همه چیز
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم دی 1384ساعت 18:5  توسط ساناز  | 

جیرجیرک به خرس گفت عاشقت شدم خرس گفت اکنون وقت خواب زمستانی من است وقتی شش ماه بعد بیدار شدم در این باره صحبت می کنیم خرس وقتی بیدار شد جیرجیرک را ندید خرس نمی دانست جیرجیرکها سه روز بیشتر عمر نمی کنند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 20:12  توسط ساناز  | 

جیرجیرک به خرس گفت عاشقت شدم خرس گفت اکنون وقت خواب زمستانی من است وقتی شش ماه بعد بیدار شدم در این باره صحبت می کنیم خرس وقتی بیدار شد جیرجیرک را ندید خرس نمی دانست جیرجیرکها سه روز بیشتر عمر نمی کنند.

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 20:11  توسط ساناز  | 

؟


ما هنوز تو برهوتی از دروغ دربه دریم
نرسیدن مقصد ماست با سراب همسفریم

زندگی فرصت عشقه منو تو دل به کی بستیم ؟
ما تو سرسام تب وسوسه دنبال چی هستیم ؟

پی نوریم پیش آفتابی که تکراری شده
خوابیم اما خواب ما کابوس بیداری شده

رفتن چاره این سرابه ُ در دنیایی که هم صدائی سراب و دروغ شناخته میشه به چه دل خوشیم ....رفتن چاره همه دردا ....دلم میگیره از گفتنش اما موندنم جز تب وسوسه و سراب چیزی نیست ....من متهمم همیشه و برای همه چیز برای ابراز عشق برای شجاعت گفتن ...برای آمدن برای خواستن

من متفاوتم....

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم دی 1384ساعت 19:51  توسط ساناز  |