|
|
|
|
|
خداحافظ كمي غمگين
براي اونهمه ترديد خداحافظ همين حالا همين حالا كه محتاجم به تو بيشتر از فردا خدافظ نه اينكه فكر كني سادست خداحافظ واسه اينكه نبنديم دل به رويا ها بدونيم بي تو و با تو همينه رسم اين دنيا
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 13:24 توسط ساناز
|
|
||
|
|
|
||||||
|
لذيذتر از رختخواب!
يكي از مفرح ترين و ارزان ترين سرگرمي هاي جهان همين است كه كفش به پا كني و به كوه بزني
اگر كوهنوردي را هر پنج شنبه يا جمعه صبح تجربه كنيد، پس از چند هفته برايتان به يك عادت تبديل مي شود اگر فراموش كردي ساعت را كوك كني، بايد قيدش را بزني. اصلا قابل تحمل نيست كه وقتي خورشيد بالا آمده، هنوز پاي كوه نرسيده باشي. اين اتفاق براي تو معنايي ندارد جز اين كه بايد در تمام مسير، تابش تيز آفتاب را روي شبكية چشمت تحمل كني و غر نزني. به هر حال، راحت ترين راه براي فرار از اين مشكل، همان ساعت است. بايد بالاي سرت بگذاري تا يك كوهنوردي هيجان انگيز را داشته باشي. دست كم، ساعت بايد بين پنج تا پنج و نيم صبح زنگ بزند. اگر نزد، باز هم كارت به خورشيد مي افتد. بايد در كمتر از نيم ساعت، آماده شوي تا خودت را به قرار برساني. قراري كه ساعت شش و نيم، وقت مناسبي براي آن است. مردم تهران براي قرار كوه، ميدان تجريش را به هر جاي ديگري ترجيح مي دهند. جايي كه نه از مركز شهر دور است، نه از كوه! قانون اول كوهنوردي مي گويد: هميشه از بين كساني كه شب قبل با شنيدن برنامة كوهنوردي، نيششان تا بناگوش باز شده و خيال تو را بابت آمدن سرقرار راحت كرده اند، چند نفري نمي آيند! اين غيبت، تنها يك توجيه دارد و آن، اينرسي سكون آدم در رختخواب است. هميشه كساني كه خواب را به كوهنوردي ترجيح بدهند، پيدا مي شوند. به هر حال پس از چند دقيقه صبر كردن و اطمينان از اين كه غايبان، ديگر نمي رسند، بايد كوه را انتخاب كرد. در تهران، دست كوهنوردها براي انتخاب باز است. اگر كوهنوردها آماتور باشند و مطمئن نباشند كه مي توانند يك كوه پرشيب را بالا بروند و چندان هم ميانة خوبي با تابش اشعه خورشيد نداشته باشند، بهترين انتخاب، دركه است. جايي كه تو در كنار يك رودخانه، در شيب كاملا آرام، پيش مي روي و اصلا احساس نمي كني كه بناست قله اي فتح شود. جريان آبي كه در كنار مسير، هوا را خنك مي كند و قهوه خانه هايي كه با فاصله هاي كم از هم ساخته شده اند، اصلا نمي گذارند خسته شويد. البته اگر بخواهيد به بالاي كوه برسيد، بايد دست كم سه ساعت در مسير سنگي راهپيمايي كنيد. اما دركه، تنها انتخاب نيست. براي كساني كه دنبال يك جاي دنج براي فرار از شلوغي شهر هستند، دارآباد جان مي دهد. آن قدر خلوت است كه فكر مي كني در كوه، تنها هستي. چشمه اي دارد كه هر كسي به آن جا رفته، تا حد اشباع از آن خورده و با خودش آورده. البته دارآباد، تنها يك قهوه خانه دارد كه رسما مثل سرگردنه را در ذهن كوهنوردان تداعي مي كند. بهتر است هر چه مي خواهيد، با خودتان ببريد. اگر نبريد، حسابي توي خرج مي افتيد. برخلاف دارآباد، دربند را با قهوخانه هايش مي شناسند. جايي كه در نيم ساعت ابتداي كوهنوردي، قهوه خانه هاي چسبيده به هم، نمي گذارند بفهمي از شهر خارج شده اي. در دربند، پس از يك ساعت بالا رفتن از شيب تند كوه، باز هم تابلوهاي شهرداري و كيوسك هاي تلفن را مي بيني كه به تو مي فهماند هنوز در شهر هستي. پس از تمام شدن محله هاي دربند، به يك شيب تند مي رسي كه نفس را به شمارش مي اندازد. اما بالاخره انگيزة ديدن آبشار دوقلو و استراحت در پناهگاه پلنگ چال شايد تو را تا آن بالا بكشاند. به كوه هاي تهران مي توان توچال را هم اضافه كرد. جايي كه آن را با تله كابين هاي قرمزرنگش مي شناسند. اگر تله كابين سواري را فراموش كنيد، بايد بگوييم در توچال غير از ايستگاه دو، پنج و هفت تله كابين، استراحتگاه ديگري وجود ندارد. البته پيش از ايستگاه دو، يك قهوخانة بزرگ ساخته شده كه بهانة خوبي براي استراحت كردن و زدن مخ باقي افراد گروه براي بازگشت به پايين كوه است! كلك چال تهران هم كه مسيرش از دل پارك جمشيديه آغاز مي شود، براي خودش طرفداراني دارد. سيدعلي خامنه اي رهبر جمهوري اسلامي ايران، هر جمعه صبح براي كوهنوردي به آن جا مي رود. در قلة كلك چال چند تن از شهداي گمنام هم دفن شده اند تا كوهنوردان در استراحت خود، چند دقيقه اي با آن ها خلوت كنند. به هر حال پس از انتخاب مسير، تنها كاري كه مي ماند، پشتكار براي بالا رفتن از شيب تند كوه است. قانون دوم در كوهنوردي مي گويد: هر قدر هم كه صبح زود از خواب بيدار شده باشي، باز هم كساني هستند كه از تو زودتر به كوه آمده اند. اين قانون را وقتي مي فهمي كه در مسير بالا رفتن، مي بيني كساني را كه پايين مي آيند و هنگام رد شدن از كنار تو لبخند مي زنند و خدا قوت مي گويند. قانون سوم كوهنوردي را هم اين جا بايد گفت: بايد دست كم يك آدم خوش صحبت در گروه باشد. اگر به اين قانون بي توجهي كنيد، پس از گذشت نيم ساعت از آغاز كوهنوردي، حوصلة همه سر مي رود. اين وسط، تنها كسي كه مي تواند روحية همه را براي بالا رفتن، شاداب نگه دارد، يك آدم خوش بيان است كه حتي خستگي كوهنوردي هم او را از پا نمي اندازد. كسي كه خاطره پشت خاطره، همه را مي خنداند و اصلا نمي گذارد خستگي را احساس كنيد. تجربه ثابت كرده كه كوهنوردي، اشتهاي همه را زياد مي كند. پس اگر مي خواهيد بين راه ضعف نكنيد، بايد يك كوله پشتتان بيندازيد. بطري آب در فصل گرم و فلاسك چاي در فصل سرد، اولين چيزي است كه بايد در اين كوله بگذاريد. پس از آن اگر مي خواهيد صبحانه را هم در كوه باشيد، بهتر است نان تازه همراه بياوريد و در كنار آن، پنير و گردو و خرما را هم فراموش نكنيد. فقط تهراني ها نيستند كه دوست دارند كوه بروند. با اين كه نيمي از ايران، خشك و كويري است، اما مردم شهرهاي ديگر هم هر ارتفاعي را كه پيدا كرده اند، براي كوهنوردي كنار گذاشته اند. در كنار آن بايد به شهرهاي ديگر ايران كه در كوهپاية دو رشته كوه البرز و زاگرس هستند هم اشاره كرد. مثلا در قزوين، امامزاده باراچين ، پاتوق كوهنوردان است. مسير اين امامزاده، كنار رودخانه است. وقتي بالاي آن برسي، كوهي را مقابل خودت مي بيني. مردم محلي به آن مي گويند كوه سيلدار . البته دليل اين نامگذاري، بر مي گردد به ميله اي كه در قلة آن كاشته شده. در شيراز هم مردم هر وقت حس كنند زندگي روزمره شهري امانشان را بريده، سراغ باباكوهي مي روند. جايي كه بيشتر، تفريحي است، ولي اگر بخواهي به بدنت فشار بياوري، امكانش هست. در مشهد، كوه سنگي هر چند كم ارتفاع است، ولي طبيعت جالبي دارد. در اصفهان هم صفه مي تواند عرق هر كسي را دربياورد. البته اين ها كوه هايي است كه براي كوهنوردان آماتور كاربرد دارد. اگر كسي دنبال كوهنوردي حرفه اي است، مي تواند سراغ نزديك ترين قله برود. در تهران، نزديك ترين قله، بلندترين قلة ايران هم هست. دماوند با 5700 متر ارتفاع و با آب و هواي ديوانه كنندة خود، حتي در فصل تابستان هر كسي را به كوهنوردي ترغيب مي كند. در شمال غربي ايران، سهند و سبلان هستند و در فارس، دنا و در مشهد، بينالود. به هر حال اگر تنها يك بار به كوه برويد و بدون داشتن ديد منفي به قضيه، كارتان را بكنيد، ديگر راضي نمي شويد خواب را به آن ترجيح بدهيد. اگر كوهنوردي را هر پنج شنبه يا جمعه صبح تجربه كنيد، پس از چند هفته برايتان به يك عادت تبديل مي شود. البته قانون آخر را هم نبايد فراموش كنيد: پس از بازگشت، حتما بخوابيد. اين يكي را حتما امتحان كنيد. |
|||||||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 13:6 توسط ساناز
|
|
|||||||
|
|
|
|
بين آدم هاآه قدر فاصله اينجاست بين آدمها |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد 1385ساعت 8:39 توسط ساناز
|
|
||
|
|
|
|
|
تقريبا يك سال از آشنائي و با هم بودن ما ميگذره، يك سال كه تو اكثر لحظات زندگي هم وارد شديم با همه خاطرات خوب و بدش .آرزو ميكنم تو اين يك سال براي همراه خوبي بوده باشم |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 8:26 توسط ساناز
|
|
||